فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 4361


درباره من
محمد مهدی ورزدار (saeedvarzdar )    

معرفی روستای صالحیه(قارپوز آباد)

درج شده در تاریخ ۹۱/۰۲/۰۱ ساعت 12:02 بازدید کل: 1488 بازدید امروز: 1 0 می‌پسندم  
 

شهرک زیبای صالحیه در استان کرج هجوار روستای احمد آباد

 

شنبه ?? مهر ?? همراه با دو نفر از دوستان خوبم به آرامگاه دکتر مصدق در روستای احمدآباد رفتیم و تحت تاثیر فضای حاکم بر آنجا قرار گرفتیم.

 

آدرس دقیق روستای احمدآباد :

تهران - انتهای شهر هشتگرد - بلوار ورودی شهر نظرآباد - جاده ای هم جوار با پایگاه سپاه - چشمک زن اول سمت راست - چشمک زن دوم سمت راست ، مخالف جهت تابلوی روستای صالحیه و فرودگاه آزادی

در ادامه مطلب مقاله ای از روزنامه اعتماد ملی  : احمدآباد، میزبان پیر آزادیخواه

احمد آباد کجاست؟     روستای احمد آباد واقع در میانه کرج و قزوین در محدوده نظرآباد که به دلیل وجود مزار دکتر محمد مصدق در قلعه ای به همین نام، مشهوریت دارد. در دوران قاجار وجود نداشت. این محدوده در واقع اراضی پسر مظفرالدین شاه قاجار و شوهر خواهر مصدق بود. دکتر مصدق املاک خود در حوالی اراک را با این اراضی تعویض و با بنا کردن قلعه ای آن را به ملکی ییلاقی تبدیل کرد. ساکنان این منطقه در واقع رعایای مصدق در اراضی 8 هزار متر مربعی احمد آباد بودند. مصدق اندکی بعد، این آبادی و اراضی آن را که روستایی نوبنیاد شده بود،به نام فرزند ارشدش مهندس احمد مصدق (که در سال 1364درگذشت)، احمد آباد نام نهاد. دکتر مصدق در همان زمان حیات املاکش را میان فرزندانش تقسیم کرد. او البته سهم الارث دختران و پسران خود را به صورت مساوی قرار داد. در دوران اصلاحات ارضی، این املاک توسط فرزندان مصدق به وزارت کشاورزی فروخته شد و 20 هکتار باقیمانده از آن نیز پس از انقلاب توسط مهندس احمد مصدق میان روستائیان تقسیم شد.
    از اقامت تا تبعید
    قلعه احمد آباد اما در دو دوره زمانی نسبتا طولانی اقامتگاه دکتر محمد مصدق بود. مصدق در دوران اوج گیری دیکتاتوری رضاشاه چنانکه خود می گوید برای در امان ماندن از گزند رضاشاه، عمده زمان خود در سال های 1306 تا 1319 را در احمد آباد سپری کرد و بسیار کم به شهر رفت و آمد می کرد. و در شهر نیز از هرگونه سخن سیاسی پرهیز داشت. او خود در خصوص دوران اول اقامت در احمد آباد به دیدارش با مشیرالدوله از رجال قاجاری اشاره می کند و متذکر می شود که در جواب انتقادات نخست وزیر سابق از دولت رضاخانی گفته است که چون ما در مخالفت با دولت مشتهریم بهتر است سخنی نگوییم تا نتیجه معلوم شود. بدین ترتیب مصدق که در کابینه مشیرالدوله هم طراز رضاخان و وزیر خارجه بود، دوران دیکتاتوری رضاشاه را عملادر انزوا گذراند. با این حال در پنجم تیرماه 1319 مصدق به دستور رضاشاه بازداشت و به بیرجند تبعید شد. او در بیرجند در زندان انفرادی زندانی شد. در همین ایام ارنست پرون همکلاسی ولیعهد محمدرضا پهلوی به دلیل بیماری در بیمارستان نجمیه تهران که متعلق به مادر دکتر مصدق بود بستری شد و دکتر غلامحسین مصدق به ازای حق المعالجه، رهایی پدر از تبعید خراسان را از نزدیک ترین دوست ولیعهد خواستار شد. ولیعهد خواسته دوست نزدیکش را اجابت کرد و شفاعت مصدق را از رضاشاه که در اوج دیکتاتوری بود گرفت. رضا شاه البته در خصوص مصدق تاکید کرد »به احمد آباد برود و در آنجا هم بمیرد«. محمدرضا پهلوی خود در کتاب »ماموریت برای وطنم« در این خصوص، از درخواست شفاعت دکتر مصدق نزد پدرش ابراز تاسف می کند و می گوید»در اثر شفاعت من بسیاری از زندانیان سیاسی آزاد شدند شاید جای افسوس باشد ولی یکی از این افراد دکتر مصدق بود که بعدا در دوره زمامداری خود چیزی نمانده بود سلسله ای که پدرم بنیان نهاده بود را براندازد. پدرم مصدق را به دلیل همکاری با یک دولت خارجی توقیف و به یک منطقه بد آب و هوا تبعید کرد او پیر و علیل بود و به احتمال زیاد از این تبعید زنده باز نمی گشت ولی من از او شفاعت کردم و او چند ماه بعد آزاد شد.«
    مصدق تحت الحفظ به قلعه احمد آباد آورده شد تا چنانکه رضاشاه خواسته بود در این محل بمیرد. چرخ روزگار اما به گونه ای دیگر رقم خورد و در شهریور 1320 نیروهای متفقین شاه دیکتاتور را از سلطنت برانداختند و با سقوط دیکتاتور ماموران شهربانی،مصدق را در قلعه احمد آباد به حال خود وا نهادند. او به تهران بازگشت و در انتخابات مجلس چهاردهم به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت.
    زنده یا مرده در احمد آباد
    مصدق پس از کودتای 28 مرداد 32 و پایان حبس انفرادی نیز دوباره توسط شاه به احمد آباد تبعید شد این تبعید اما دیگر خودخواسته نبود و ماموران دولتی تمامی ارتباطات پیر مشروطه ایران را کنترل می کردند. احمد آباد در طول 10 سال از 35 تا 45 میزبان و به واقع زندان مصدقی بود که به شهادت خودش آرزو داشت تا مرگ او را از این زندان رها سازد. مصدق سرانجام در اسفند 1345 درگذشت. اودر وصیتنامه اش خواسته بود که در گورستان ابن بابویه درتهران، درکنار گور کسانی که درتیرماه 1331 از حکومت او دفاع کرده و کشته شده بودند، دفن شود. محمدرضا شاه از ترس آنکه گور مصدق مرکز تجمع مخالفان شود، این اجازه را نداد و گفت »زنده یا مرده در احمد آباد«. خویشاوندان مصدق تصمیم گرفتند موقتا جسد او را در احمد آباد دفن کنند. مصدق از آنها خواسته بود که مراسمی برپا نشود. حتی سنگ قبر هم نمی خواست. تقاضایش اجابت شد و او در کف یکی از اتاق های محل اقامتش به خاک سپرده شد.
    احمد آباد پس از انقلاب
    آرامگاه مصدق در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی اما محل رجوع بسیاری از آزادیخواهان و هواداران او شد. به طوری که در فضای به وجود آمده در سال ???? پس از سال ها، مراسم ?? اسفند _ سالروز درگذشت دکتر مصدق- در احمدآباد برگزار شد و یک سال بعد کمتر از یک ماه پس از سقوط رژیم پهلوی، احمدآباد محل اجتماع هزاران انسانی شد که در آغاز راه جدیدی برای رسیدن به دموکراسی بودند.اولین مراسم سالگرد مصدق در احمدآباد البته با حاشیه های فراوانی همراه بود و موجب درگرفتن بحث هایی میان نیروهای مذهبی و نیروهای ملی گرا در ماه های اولیه پیروزی انقلاب شد. با این حال آیت الله محمود طالقانی در این روز با حضور بر مزار دکتر مصدق به تجلیل از او و راه او پرداخته، سخنان مهمی را ایراد کرد. در همین سخنرانی بود که طالقانی به شدت با تلاش برای انحلال ارتش مخالفت کرد و آن را به ضرر آرمان آزادی و دموکراسی در ایران دانست. در سال 1373 خانواده دکتر مصدق برای حفاظت و مرمت قلعه احمد آباد هیات امنایی متشکل از نیروهای برجسته ملی گرا تشکیل دادند. قلعه احمد آباد در سال 1379 نیز توسط سازمان میراث فرهنگی ثبت شد و رسیدگی به تعمیرات آن بر عهده این سازمان قرار گرفت. احمد آباد همه ساله و بعد از پیروزی انقلاب در سالروز درگذشت مصدق میزبان خیل عظیم مشتاقان اوست که سالی به شکلی آزادانه و سالی بعد در زیر نگاه سنگین امنیتی برای بزرگداشت مصدق به احمد آباد می روند و یاد مصدق را گرامی می دارند.

مرجع تقلید شهرستان نظرآباد

آیت الله ملاعلی قارپوزآبادی 

 

ملاعلی فرزند گل محمد فرزند علی محمد به سال 1209 یا 1217ق در شهرک صالحیه از توابع  شهرستان نظرآباد به دنیا می آید. او برا ی تکمیل تحصیلات خود به قزوین می رود و از اقیانوس علم بزرگان آن شهر چون ملا محمدتقی برغانی - شهید ثالث - و ملا محمدصالح برغانی - بنیانگذار مدرسه صالحیه قزوین - و ملا سید عبدالکریم ایروانی - اصولی معروف - بهره می برد.  

ملاعلی از سید ایروانی، اجازه اجتهاد می گیرد و به اصرار علمای قزوین، کتاب معدن الاسرار را در فن وعظ و خطابه به سال 1249ق در این دیار می نگارد. ملاعلی در قزوین، شاگردان بر جسته ای را مثل میرزا حبیب الله رشتی - مؤلف کتاب البداع - و ملا علی کنی و آخوند ملا فتح الله قزوینی و حاج میرزا محسن اردبیلی در این شهر، تربیت می کند. 

آیت الله قارپوزآبادی برای ادامه تحصیل، دل از قزوین می کند و راهی تهران و اصفهان می شود و از محضر شیخ محمدتقی اصفهانی - صاحب هدایة المسترشدین - اجازه اجتهاد می گیرد. ملاعلی قاپوزآبادی پس از دوران بیست ساله تحصیل دوباره به زادگاه خویش بر می گردد ولی این اقامت مبارک، خیلی طول نمی کشد چرا که ملاعلی به عدم مشروعیت تلاش خوانین برای اجرای نظام ارباب - رعیتی یا همان فئودالیسیم فتوا می دهد و به نشانه اعتراض به شهر زنجان مهاجرت می کند. 

ملاعلی تلاشی طاقت فرسا را برای اصلاح وضع مذهبی شهر می آغازد اما اوج گیری فتنه بابیت در این شهر، او را وا می دارد تا همراه خانواده در سال 1267 ق به کربلا کوچ کند. آیت الله قارپوزآبادی پس از مدتی باز به زنجان می آید و مجدانه به محو آثار بابیت از عقاید شیعیان می پردازد. او در مرکز شهر، مسجد و مدرسه علمیه چهل ستون را به سال 1284ق تأسیس می کند و می کوشد پس از اتمام فعالیت های معنوی - علمی روزانه بین مردم، کسبه، بانوان و ماموران انتظامی شهر حاضر شود و شخصا" احکام متناسب با مشغله های آنان را به آنان آموزش دهد. 

ملاعلی قارپوزآبادی در هفتم محرم 1290 ق/ 1252ش، چشم از جهان فرو می بندد و در جوار امامزاده ابراهیم - علیه السلام - شهر زنجان به خاک سپرده می شود. شصت و شش سال بعد - 1356ق - هنگام تخریب قبور اطراف امامزاده به دست شهرداری وقت، مقبره آیت الله ملا علی قارپوزآبادی هم تخریب می شود اما بدن او هم چنان سالم مانده در حالی که بدن فرزند و نوه ملا علی که سال ها پس از او از دنیا رفته بوده اند متلاشی شده بوده است. ملا علی را در متون قدیمی به نام های دیگری چون ملاعلی قزوینی و فاضل قزوینی و قزوینی زنجانی هم می شناسند. برای نکوداشت این مرد بزرگ، کنگره ای یک روزه در فرهنگسرای امام علی - علیه السلام - شهرستان ساوجبلاغ در روز پنج شنبه 17/8/1380 برگزار شد.

نوشته های نوزده گانه آیت الله ملاعلی قارپوزآبادی: نظام الفرائد فی شرح القواعد علامه حلی در بیست جلد؛ نوامیس الاصول در دو جلد؛ معدن الاسرار در وعظ و خطابه در پنج جلد؛ جوامع الاصول در سه جلد؛ تفسیر روایی قرآن از سوره یاسین به بعد در دو جلد به عربی در سال 1285ق؛ صیغ العقود و الایقاعات از جامع ترین کتب این موضوع که علمای متأخر شیعه، تألیف کرده اند؛ صید و ذباحه به فارسی که در سال 1274ق به در خواست ملاعلی هیدجی تألیف شد؛ متأجر (معاملات) به فارسی تألیف سال 1265ق؛ رساله عملیه؛ شرح قصیده دعبل خزاعی؛ شرح التصریف عبدالوهاب بن ابراهیم زنجانی؛ مجموعه استفتائات و مسائل مشکله؛ وسیله النجاه در عقاید؛ رساله ای در عقاید (شاید همان وسیله النجاه باشد)؛ مناسک حج؛ کتابی خطی به سبک جامع الشتات محقق قمی؛ کتابی خطی در قضا و شهادت؛ کتابی خطی در شرح عوامل ملا محسن در نحو؛ شرح قصیده فرزدق 

(احمدآباد (نظرآباد

‏۲۴″ ۲۸′ ۵۰°شرقی ‏۳۸″ ۵۹′ ۳۵°شمالی / ۵۰٫۴۷۳۳۳غرب ۳۵٫۹۹۳۸۹جنوب / -۵۰٫۴۷۳۳۳;-۳۵٫۹۹۳۸۹

روستا یا قلعه احمدآباد توسط دکتر محمد مصدق -که مالک آن بود- بنام پسرش «احمدآباد» تغییر نام یافت. نام نخستین این روستا، «قارپوزآباد» بود. بنای قلعه در فهرست آثار ملی ایران به شماره ثبت ۲۹۴۳ قرار دارد.

هم اکنون این روستا مرکز دهستان احمد آباد در بخش مرکزی شهرستان نظرآباد، غربی‌ترین شهرستان استان تهران است. (۵/۷ کیلومتری جنوب غربی شهر آبیک) اراضی این روستا پیش از این جزء املاک عضدالسلطان پسر مظفرالدین شاه قاجار و شوهر خواهر دکتر مصدق بوده‌است که مصدق آنرا با زمین‌هایی که در اراک داشت تعویض کرد.

دکتر مصدق مدت مدیدی از دوران انزوای سیاسی خود را در زمان سلطنت رضاشاه پهلوی در این روستا گذراند. پس از کودتای ۲۸ مرداد نیز پس از ۳ سال زندان در زندان لشکر ۲ زرهی ارتش، به احمدآباد تبعید شد و تا آخر عمر در حالت تبعید در آنجا بود.[۱]

مصدق در این باره می‌گوید:

« دادگاه نظامی مرا به سه سال حبس مجرد محکوم کرد که در زندان لشکر ۲ زرهی آن را تحمل کردم. روز ۱۲ مرداد۱۳۳۵ که مدت آن خاتمه یافت به جای این‌که آزاد شوم به احمدآباد تبعید شدم و عده‌ای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند. اکنون که سال ۱۳۳۹ خورشیدی هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم و چون اجازه نمی‌دهند بدون اسکورت به خارج [قلعه] بروم در این قلعه مانده‌ام و با این وضعیت می‌سازم تا عمرم به سر آید و از این زندگی خلاصی یابم.  »

علیرغم درخواست و وصیت دکتر مصدق برای دفن شدن در «قبرستان ابن‌بابویه»،در کنار شهدای قیام سی تیر، وی در احمدآباد دفن شد.

خانواده دکتر مصدق این بنا را متعلق به مردم ایران دانسته و در سال ۱۳۷۳ آنرا وقف کردند. اعضای هیئت امنای آن : مهدی بازرگان، یدالله سحابی، محمود مصدق، نورعلی تابنده، داریوش فروهر، علی اردلان، حسین شاه‌حسینی و سیدجواد مادرشاهی بودند که با مرگ تنی چند از جمله مهندس بازرگان و قتل داریوش فروهر در جریان قتل‌های زنجیره‌ای، عزت‌الله سحابی، دکتر فروزان، خسرو سیف و قاضی خزاعی به هیأت امنا اضافه شدند.[۲] بنای قلعه هم اکنون رو به ویرانی است.[۳]

هر سال مراسم سالگرد درگذشت محمد مصدق در روستا برگزار می‌شود 




لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
باشگاه مشتریان کیمیا کامپیوتر افتتاح شدآگهی دعوت به همکاری جایزه 50.000 تومانی قابل توجه دانشجویان عزیز (چاپ محسن )تعرفه جدید خدمات ترجمه ( چاپ محسن )تورهای مشهد مقدس ویژه تابستان 1393شارژ تلفن همراه در حال راه رفتنفروش یک قطعه باغحکایت تخلف هموطن اصفهانی در اتوباناین کارها را انجام دهید و رستگار شوید

مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است